میخوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم![]()
میخوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم![]()
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه![]()
میخوام عشقو جنونمو راهی قصه ها کنم![]()
آخه تو پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی نکنه فرشته ای تو؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 13:14| نویسنده : هلیا |
من تنهایم ولی تنهائیم را دوست دارم من تو تنهائیهام با تو هستم توئی که هیچوقت ندیدمت
ولی احساست کردم دوستت دارم و به با تو بودنم افتخار میکنم ![]()
شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 11:28| نویسنده : هلیا |

